آدما از آدما زود سير ميشن
آدما از عشق هم دلگير ميشن
آدما رو عشقشون پا ميذارن
آدما آدمو تنها ميذارن
منو ديگه نميخواي خوب ميدونم
تو كتاب دلت اينو ميخونم
يادته اون عشق رسوا يادته
اون همه ديوونگي ها يادته
تو ميگفتي كه گناه مقدسه
اول و آخر هر عشق هوسه
آدما آخ آدماي روزگار
چي ميمونه از شماها يادگار
ديگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دو رو خسته شدم
نميخواي بموني توي اين خونه
چشم تو دنبال چشماي اونه
همه ي حرفاي تو يك بهونه س
اون جهنمي كه ميگم اين خونه س
+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت23:38توسط بی نام |
چی بگم داغونم کارم شده گریه...
کارم شده گریه چرا تنهام گذاشتی؟؟؟؟
نمیتونم تایپ کنم نمیتونم............
+نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت20:51توسط بی نام |

